اسلاید

جزیره کیش برای من منبعی تمام‌نشدنی از آرامش و الهام است

گفت و گو: فرناز مقدسی

 

 

یکی از چالش‌های اصلی در فضای هنری جزیره کمبود فضاهای نمایشگاهی برای عرضه آثار است؛ من بر این باورم که باید مجموعه‌ای جامع از هنرمندان جزیره شکل گیرد تا بتوانند در تعامل با یکدیگر باشند، آثار خود را ارائه دهند و در فضای هم‌افزا رشد کنند. این همدلی می‌تواند انگیزه‌ای تازه برای توسعه هنر در کیش باشد و پیشنهاد می‌کنم در کنار آن مجموعه‌های تخصصی برای هر رشته هنری نیز فعال شود؛ از خانه نقاشان و انجمن خوشنویسان گرفته تا گروه‌های موسیقی و مجسمه‌سازی و …  به نظر می رسد  وجود یک دفتر هماهنگی در سازمان منطقه آزاد کیش هم می‌تواند محلی برای تعامل ماهانه هنرمندان و فضایی برای گفت‌وگو، تبادل تجربه و شکل‌گیری پروژه‌های مشترک باشد.

 

جملاتی از نظر گذشت بخشی از اظهارات بیژن محمد زاده ؛ هنرمند نقاش جزیره کیش است که با خبرنگار ما به گفت و گو نشسته است.

در جهان رنگ و نور، جایی که هر خط و سایه، بازتابی از احساس و اندیشه انسان است، هنرمندانی حضور دارند که با نگاهی ژرف و متفاوت، جهان پیرامون را از نو می‌آفرینند. بیژن محمدزاده هنرمندی  از جزیره کیش است که نقاشی را نه صرفاً یک هنر بصری، بلکه شیوه‌ای برای کشف هستی، درک عاطفه و بیان ژرف‌ترین احساسات درونی می‌داند.

او فارغ‌التحصیل رشته الکترونیک از دانشگاه شهید شمسی‌پور تهران، از همان سال‌های نوجوانی پیوندی ناگسستنی با هنر برقرار کرد و مسیر زندگی‌اش را با رنگ و بوم معنا بخشید. از نخستین تجربه‌های هنری‌اش؛ در مسابقات نقاشی مدارس گرفته تا خلق آثاری که ریشه در زندگی، طبیعت و احساس دارند، همواره کوشیده است تا با نگاهی انسانی و شاعرانه، روح و اندیشه خود را بر بوم جاری سازد.

در گفت‌وگوی پیش رو، نگاهی نزدیک‌تر خواهیم داشت به زندگی، جهان فکری و مسیر هنری این نقاش با تجربه که در آرامش جزیره کیش، الهام گرفته از دریا و آسمان، هنر را به زبان زندگی و عشق بدل کرده است.

 

لطفاً کمی درباره خودتان، پیشینه‌تان و مسیری که طی کردید تا به جایگاه کنونی‌تان به‌عنوان یک هنرمند برسید، برایمان بگویید.

علاقه‌ام به هنر و نقاشی از دوران راهنمایی آغاز شد. در آن زمان، اغلب طراحی و نقاشی روزنامه‌دیواری‌های مدرسه را بر عهده داشتم و همین تجربه‌های ساده، جرقه‌ای بود برای ورود من به دنیای رنگ و تصویر. در سال ۱۳۵۵ به‌دلیل فعالیت‌های هنری، به اردوی هنری رامسر دعوت شدم؛ تجربه‌ای که نقشی ماندگار در شکل‌گیری مسیر هنری‌ام داشت و از همان‌جا تصمیم گرفتم این راه را با جدیت ادامه دهم.

 

چه چیزی شما را به سمت این رشته هنری سوق داد و چگونه این مسیر را انتخاب کردید؟ مشوق اصلی شما در این راه چه کسی بود؟

در دوران دبیرستان نخستین‌بار در یک نمایشگاه نقاشی شرکت کردم و بازدید استاندار وقت گیلان از آن نمایشگاه برایم خاطره‌انگیز شد؛ چرا که ایشان با دیدن آثارم، یادبودی  به من اهدا کردند. همان اتفاق ساده اما صادقانه، انگیزه‌ای بزرگ در وجودم ایجاد کرد تا نقاشی را به عنوان مسیری جدی در زندگی‌ام دنبال کنم.نقاشی برای من از همان ابتدا تنها یک سرگرمی نبود؛ بلکه زبان بی‌کلام احساساتم بود. رنگ، بوم و قلم برایم حکم همراهانی صمیمی را داشتند که در تمام فراز و نشیب‌های زندگی کنارم مانده‌اند.

 

مهم‌ترین منبع الهام شما در خلق آثار هنری‌تان چیست؟

زندگی برای من بومی سفید است که هر روز با رنگ‌های تازه‌ای از تجربه، اندیشه و احساس پر می‌شود. از دوران کودکی، در کنار مادرم که خود نقاش بود، با دنیای رنگ و فرم آشنا شدم. او نخستین مشوق من و وسایل نقاشی‌اش نخستین ابزار لمس دنیای هنر بود. از همان زمان آموختم که نقاشی نوعی مراقبه و بازتابی از درون است.

 

آیا سبک خاصی را دنبال می‌کنید؟

من سبکی میان واقع‌گرایی شاعرانه و بیان‌گرایی شخصی را دنبال می‌کنم. گاه از اشیای روزمره الهام می‌گیرم و گاه از احساسات پنهانی که در لحظه‌ای کوتاه در ذهنم جرقه می‌زند. حتی وسایل کار خود را نقاشی می‌کنم، چرا که هر کدامشان بخشی از مسیر خلق و همراه سال‌های هنر من هستند.

 

کدام‌یک از آثارتان را بیش از دیگران دوست دارید و چرا؟

تابلوی «نگاهی از نگاه مادر» برایم بیش از هر اثر دیگری ارزشمند است. این اثر یادبودی است از مادرم که در دوران دبستان از دستش دادم، اما حضورش را هنوز در زندگی‌ام احساس می‌کنم. همواره باور دارم که او ناظر و نگهبان زندگی من است و هرگاه با یادش آرزویی می‌کنم، در دل واقع می‌شود. این تابلو بازتاب آن احساس عمیقِ پیوند معنوی میان مادر و فرزند است.

 

در هنگام خلق یک اثر هنری چه احساسی در شما شکل می‌گیرد؟

لحظه‌ای که تصمیم به خلق اثر می‌گیرم، نوعی حس غریب اما آشنا در من زنده می‌شود؛ احساسی که نمی‌توانم با واژه‌ها بیانش کنم. ذهنم پر از طرح‌ها و رنگ‌هایی است که بی‌وقفه در هم می‌آمیزند. در چنین لحظاتی، زمان برایم معنای خود را از دست می‌دهد. گاهی ساعت‌ها نقاشی می‌کنم بی‌آن‌که متوجه گذر زمان شوم. این حالت برای من همچون مراقبه‌ای عمیق است؛ در آن لحظات از هر دغدغه‌ای رها می‌شوم و تنها میان خود و بوم، گفت‌وگویی بی‌کلام جریان دارد.

 

چگونه با چالش‌های خلاقانه یا موانع مسیر هنری خود کنار می‌آیید؟ آیا شرایط سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی در آثار شما تأثیر دارد؟

واقعیت این است که مسیر هنر، همواره با چالش همراه است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، شرایط اقتصادی است که گاه ادامه فعالیت را دشوار می‌سازد. من برای غلبه بر این مسئله تلاش کرده‌ام میان کار روزمره و فعالیت هنری تعادل برقرار کنم؛ بخشی از روز را به کار اختصاص می‌دهم تا بتوانم باقی آن را بی‌دغدغه صرف نقاشی کنم.از سوی دیگر، شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه نیز بی‌تردید بر روح هنرمند تأثیرگذار است. در روزهایی که جامعه لبریز از اضطراب است، ناخودآگاه رنگ‌های تیره‌تر و خطوط درهم‌تر در آثارم پدیدار می‌شوند و در زمان آرامش، آثارم نیز لطیف‌تر و امیدبخش‌ترند؛ در واقع هنر آینه‌ای است از حال درون و بیرون ما.

 

اگر قرار باشد با یک هنرمند دیگر (زنده یا درگذشته) همکاری کنید، چه کسی را انتخاب می‌کنید و چرا؟

من در خانواده‌ای هنرمند رشد کرده‌ام. مادرم نقاش بود و اکنون دخترم سونیا نیز در همین مسیر گام برمی‌دارد و سبک خاص خود را دنبال می‌کند. اما اگر بخواهم با هنرمندی خارج از خانواده همکاری کنم، ترجیح می‌دهم با شاعری هم‌مسیر شوم. شعر و نقاشی، دو جلوه از یک جوهرند؛ هر دو از دل برمی‌خیزند و با احساس معنا می‌یابند. اشعار فروغ فرخزاد برای من همواره الهام‌بخش بوده‌اند. یا هر بار که شعر «بی‌تو مهتاب شبی…» فریدون مشیری را با صدای خودش می‌شنوم، واژه‌هایش در ذهنم به تصویر بدل می‌شوند. این تلفیق میان کلام و رنگ، برایم زیباترین شکل از هنر است.

 

آیا جزیره کیش و زیبایی‌های آن الهام‌بخش شما در خلق آثارتان بوده است؟

بی‌تردید بله. کیش برای من منبعی تمام‌نشدنی از آرامش و الهام است. دریا، کشتی‌های لنگر انداخته در ساحل، آفتاب غروب و سکوت طلایی لحظاتش، همگی در تابلوهایم بازتاب یافته‌اند. چندین اثر با موضوع دریا و مناظر طبیعی جزیره خلق کرده‌ام. کیش تنها مکانی برای زندگی نیست، بلکه بستری برای اندیشیدن، تأمل و خلق است؛ جایی که هنرمند می‌تواند با طبیعت به گفت‌وگو بنشیند.

 

از نگاه شما بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی هنرمندان در جزیره کیش چیست؟

یکی از چالش‌های اصلی، کمبود فضاهای نمایشگاهی برای عرضه آثار است. بسیاری از هنرمندان، فرصت لازم برای نمایش کارهای خود را پیدا نمی‌کنند. من بر این باورم که باید مجموعه‌ای جامع از هنرمندان جزیره شکل گیرد تا بتوانند در تعامل با یکدیگر باشند، آثار خود را ارائه دهند و در فضای هم‌افزا رشد کنند. این همدلی می‌تواند انگیزه‌ای تازه برای توسعه هنر در کیش باشد.

 

در آینده چه برنامه‌هایی برای ادامه مسیر هنری خود دارید؟ آیا پروژه جدیدی در دست دارید؟

در حال حاضر در حال هماهنگی با مجموعه های  فرهنگی جزیره  هستم و  کلاس‌های آموزش نقاشی برای علاقه‌مندان برگزار  می کنم. هدف من از این همکاری، ایجاد بستری آموزشی برای رشد استعدادهای جوان و فراهم‌سازی فضایی الهام‌بخش در جزیره است. امیدوارم بتوانم در کنار فعالیت‌های شخصی، سهمی در گسترش فرهنگ و هنر منطقه داشته باشم.

 

چه توصیه‌ای به هنرمندان جوان دارید که می‌خواهند وارد این حوزه شوند؟

به نسل جوان می‌گویم: اگر به هنر عشق می‌ورزید، آن را جدی بگیرید. نقاشی تنها خلق تصویر نیست؛ راهی است برای شناخت خویشتن و فهم عمیق زندگی. نقاشان، به‌گونه‌ای خاص، به معنای وجود و زیبایی پی می‌برند، زیرا هرآنچه در جستجوی آن هستند، بر بوم خود به تصویر می‌کشند. با ایمان و پشتکار پیش بروید و بگذارید عشق، راهنمای دست‌هایتان باشد.

 

از نگاه شما مسئولان فرهنگی و هنری جزیره تا چه حد در حمایت از هنرمندان موفق عمل کرده‌اند؟

در طول سال‌هایی که در جزیره کیش فعالیت هنری داشته‌ام، از حمایت و همراهی مسئولان فرهنگی و هنری منطقه برخوردار بوده‌ام. همکاری و تعامل سازنده آنان نقش مهمی در تداوم فعالیت‌های هنرمندان دارد و من این تلاش‌ها را ارج می‌نهم.

 

اگر پیشنهادی برای بهبود وضعیت هنرمندان جزیره دارید، بفرمایید.

پیشنهاد می‌کنم مجموعه‌های تخصصی برای هر رشته هنری شکل گیرد؛ از خانه نقاشان و انجمن خوشنویسان گرفته تا گروه‌های موسیقی و مجسمه‌سازی. وجود یک دفتر هماهنگی در سازمان منطقه آزاد کیش می‌تواند محلی برای تعامل ماهانه هنرمندان و فضایی برای گفت‌وگو، تبادل تجربه و شکل‌گیری پروژه‌های مشترک باشد.

 

اگر نکته‌ای مانده که در پرسش‌ها مطرح نشده، بفرمایید.

پرسش‌ها بسیار جامع و دقیق بودند و تقریباً تمام جنبه‌های مورد نظر را دربر گرفتند. در پایان لازم می‌دانم از همه کسانی که همواره حامی هنرمندان کیش بوده‌اند، به‌ویژه از شما بابت زحمات و همکاری‌های ارزشمندتان در پروژه‌های فرهنگی پیشین، صمیمانه سپاسگزاری کنم.

 

و اما سخن پایانی…

هر هنرمند، قلم‌موی خود را در روح خویش فرو می‌برد و جهان درونی‌اش را بر بوم بازمی‌تاباند. برای من، نقاشی نه تنها زبان احساس، بلکه شیوه‌ای برای شناخت حقیقت زندگی است. امیدوارم همواره بتوانم با رنگ‌ها، پیام عشق و آرامش را به مخاطبانم منتقل کنم.

 

سپاس از شما که در این گفت‌وگو شرکت کردید.

من هم از شما متشکرم؛ با آرزوی تداوم موفقیت، آرامش و درخشش روزافزون برای شما و همه همکاران در روزنامه اقتصاد کیش.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا